قبل از انقلاب علاوه بر لوازم خانگی داخلی مثل ارج، آزمایش، الکترواستیل، جنرال استیل مارکهای خارجی مثل آ ا گ ، بوش، کلویناتور، کن وود، ایندزیت، الکترولوکس، باکنشت، جنرال الکتریک، فیلور در بازار موجود بود. اصولا در آن زمان محصولات خانگی ژاپنی و کره ای و چینی و بطور کلی آسیایی وجود نداشت  و محصولات خانگی خوب تولید اروپا و آمریکا بود. بعد از انقلاب و مخصوصا جنگ ورود این مارکها با محدودیت روبرو شد و به علت کیفیت محصولات خارجی قیمتهای آنها به شدت افزایش یافت. این افزایش قیمت منجر به بروز شغل جدیدی شد. افرادی پیدا شدند که لوازم خانگی خارجی را می خریدند و آنها  صافکاری و رنگ می کردند و دوباره می فروختند. آنان دقیقا مثل صافکارهای ماشین فرورفتگی های بدنه را صاف ، پوسیدگی ها را ترمیم ، خط و خراشها را بتنه و نهایتا کل دستگاه را رنگ می کردند. این دستگاهای باز سازی شده مجددا به متاقضیان فروخته می شد. اصولا در دهه شصت بنا به محدودیتهای موجود فرهنگ تعمیر در مردم وجود داشت و مثل الان کسی سریع به فکر جایگزین کردن با جنس نو نبود.

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 6:54 توسط |

دهه شصت دهه ازدواجهای ساده بود. البته اکثر این ازدواجهای ساده از روی اجبار و نبود امکانات بود. تامین جهیزیه در دوران جنگ کار سختی بود،  چون تولید کارخانه های لوازم خانگی با حواله توزیع می شد و اگر هم کسی حواله گیرش می آمد و لازم نداشت آن را به قیمت بالاتری می فروخت. برای تامین جهیزیه ستادی تشکیل شده بود تا نوعروسان به آن مراجعه و با اخذ نوبت چند قم کالای خانگی تحویل بگیرند. این ستاد فرش ماشینی، یخچال، اجاق گاز و بعضی وقتها تلوزیون و پلوپزو جارو برقی و قابلمه تفلون هم عرضه می کرد. البته منظور از عرضه صدور حواله آن بود و بعد از صدور حواله متقاضی در نوبت قرار می گرفت. اگر نوعروس مربوطه می توانست صبر کند که هیچ وگرنه مجبور بود حواله اش را بفروشد و با اضافه کردن پولی به آن کالای مورد نیازش را فوری تامین کند.

این کمبود لوازم خانگی مخصوصا برای آنهایی که دختر داشتند سبب شد تا حجاج بیت الله الحرام را وا دارد تا از عربستان با خود لوازم خانگی بیاورند. رسمی که تا دهه هفتاد ادامه پیدا کرد. در میان آشنایان من بودند کسانی که یخچال ساید بای ساید را از عربستان به ایران آوردند. این مسئله آنقدر شیوع پیدا کرد تا بعد از مدتی شرکت هواپیمایی هما مجبور شد هنگام مراجعت حجاج هواپیمای باری به عربستان بفرستد.

آن روزها نقل می شد که شخصی به ستاد جهیزیه مراجعه و طلب ماشین لباسشویی می کند، مسئول مربوطه به او پاسخ می دهد که مگر حضرت فاطمه ماشین لباسشویی داشت که تو برا ی دخترت می خواهی؟ او هم با حاضرجوابی پاسخ می دهد که مگر حضرت علی بنز ضد گلوله داشت که الان مسئولین سوار می شوند و گویا این جواب برایش دردسر شده بود.

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 6:52 توسط |

جنگ که شد خیلی چیزها عنوان کالای لوکس گرفت و وارد نشد. یکی از آنها محصولات بهداشتی و ازجمله محصولات نیوآ بود. کرم های دست نیوآ در قوطی های آبی رنگ مشتری فراوان داشت که نایاب شد. البته مقداری محدود توسط مسافر و به عنوان سوغات و یا فروش برای تامین خرج سفر بدست مردم می رسید ولی مقدار آن بسیار ناچیز و کم بود. داروخانه هایی بودند که مشابه کرم نیوآ را با مواد ترکیبی درست می کردند و می فروختند، جالب اینکه همان قوطی های کرم نیوآ را دوباره پر می کردند و می فروختند.

بعضی ها هم مثل مادر من دست به تولید ترکیب گلسرین و آبلیمو می زدند و از این معجون استفاده می کردند. بچه های دهه شصت با آن اشنا هستند، مخصوصا صبح های زمستان که عازم مدرسه بودند.

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 6:50 توسط |