يكی از پديده های دهه شصت كه به آن زياد پرداخته نشده است، مهاجرين جنگ تحميلی يا جنگزدگان می باشد. با آغاز جنگ سيل مردم از استانهای مرزی به ساير شهرها آغاز شد. حمله سريع عراق به ايران و عدم آمادگی ارتش و سپاه موجب شد تا در روزهای اول جنگ معادل مساحت كشور لبنان به تصرف عراقيها درآيد. علاوه شهرهای سقوط كرده، شهرها وروستاهای زيادی  زير آتش توپخانه ارتش عراق قرار گرفت و مردم اين شهرها وروستاها را آواره كرد. مطابق آمار مركز آمار ايران  تعداد افراد جنگزده در سال شصت ويك، يك ميليون و ششصد و سی شش هزار و هفتصد وچهل وهفت نفر بود اما اين، تعداد جنگزدگان ثبت نام شده بود و همان سالها تعداد واقعی آواره های جنگ دو و نيم ميليون نفر تخمين زده می شد. جنگزدگان به چند دسته تقسيم ميشدند. گروهی با توجه به تمكن مالی توانستند سرپناهی برای خود دست وپا كنند. گروهی به ميهمانی اقوام و آشنايان رفتند تا فكری به حال خود كنند و گروهی هم راهی كمپها واردوگاههای مهاجرين جنگ تحميلی شدند. در ابتدا بنياد امور جنگزدگان تشكيل گرديد كه بعدها به بنياد امور مهاجرين جنگ تحميلی تغيير نام داد .اين بنياد سعی كرد با استفاده از اماكن مصادره شده توسط بنياد مستضعفان سروسامانی به اوضاع اقامتی و معيشتی جنگزدگان بدهد. يكی از معروفترين اين مكانها هتل بين المللی واقع در پل سيدخندان تهران بود كه به هنگام انقلاب مصادره شده بود. آنهايی كه آن سالها از سيدخندان عبور می كردند حتماً اين ساختمان و ساكنان آن را به ياد دارند. ورود اين حجم از مردم به ساير شهرها نظم اجتماعی را بهم ريخت. جنگزدگان برای امرار معاش به هر كار خلاف و غير خلافی روی آوردند. در بين آنان افراد آبرومندی بودند كه حالا بدون داشتن آينده روشنی بايد دستفروشی يا مسافركشی می كردند. رفته رفته صبر مردم شهرهای ميزبان هم به سرآمد و زد وخوردهای خيابانی شروع شد. اصفهان و شيراز دو شهری بودند كه بيشترين اين حوادث در آنها اتفاق افتاد. من به عنوان بك جنگزده تجربه های بسيار تلخی از آن دوران دارم كه هيچگاه در بين خاطرات دهه شصت نگفته و نمی گويم. تمام مردم ايران درگير مصيبتی به نام جنگ بودند و شايد اگر من هم جای آنان بودم، رفتار بدتری از خود نشان می دادم. القصه با طولانی شدن جنگ، جنگزدگان در جوامع ميزبان شروع به هضم شدن كردند و همانگونه كه تاثير گذاشتند، تاثير گرفتند. همه ايران با سمبوسه وفلافل آشنا شدند. همه ايران با نواختن سنج و دمام درعزا وعروسی آشنا شدند. اين آشنايی ها موجب ريشه دواندن جنگزدگان شد به طوريكه پس از پايان جنگ تعدادی از آنان به شهر و ديار خود باز نگشتند. جنگزدگانی كه به خانه برگشتند هر يك سوغاتی از ديار ميزبان خود همراه بردند كه بدون شك سوغات مشترك همگی آنان صبر بود. صبر.