اواخر جنگ در دهه شصت، در لا به لای اخبار روزنامه ها، خبر اقامت يك ايرانی در فرودگاه شارل دوگل پاريس به چشم می‌خورد. مهران كريمی ايرانی فاقد مدارك شناسايی بود كه نه می‌توانست به خاك فرانسه وارد شود و نه می‌توانست فرانسه را به مقصد خاصی ترك كند. قصه كريمی به درگيری‌های او پيش از انقلاب با حكومت و پناهنده شدنش به بلژيك بر می‌گردد و از آنجا كه مادرش انگليسی بود، برای يافتن خانواده مادری به انگلستان سفر می‌كند و معلوم نيست به توصيه كدام شير پاك خورده‌ای مدارك بلژيكی خود را نابود می‌كند. دولت انگلستان او را به علت نداشتن مدارك شناسايی به بلژيك عودت می‌دهد و ايضاً دولت بلژيك به همين دليل او را به انگلستان پس می‌فرستد. در يكی از اين رد و بدل شدن ها به پاريس می‌رسد و بنا به قوانين فرانسه همانجا ماندگار می‌شود. كريمی با كمك پرسنل فرودگاه و شركتهای هواپيمايی زندگی خود را در فرودگاه آغاز می‌كند و به علت رسانه‌ای شدن ماجرايش به شخصيتی بين المللی تبديل می‌شود. در دهه شصت كه داستان كريمی به گوش من رسيد فكرش را نمی‌كردم كه اين مرد هجده سال در سالن ترانزيت فرودگاه زندگی كند، راستش فكركنم خودش هم فكرش را نمی‌كرد، ولی كريمی هجده سال در ترمينال يك فرودگاه شارل دوگل زندگی كرد و عاقبت به علت بيماری راهی بيمارستان شد. چندی پيش گذر من به فرودگاه شارل دوگل افتاد و ناخودآگاه به ياد اين هموطن مقيم فرودگاه افتادم سعی كردم با پرس و جو محل زندگی او را در ترمينال يك پيدا كنم. با اينكه چند سالی از رفتن او می گذشت ولی هنوز در خاطره‌ها مانده بود. در جايی كه گفته می شد او روزگار می گذرانده، نشستم و سعی كردم تصور كنم كه اگر هجده سال اينجا بنشينم چه بر سرم می آيد. از زندگی مهران كريمی ناصری چند فيلم ساخته شده كه معروف ترين آن فيلم ترمينال به كارگردانی اسپيلبرگ و بازی تام هنكس است. كريمی پس از بهبودی از بيمارستان مرخص و در آسايشگاهی نامعلوم در پاريس به زندگی خود ادامه می دهد.