شيرخشك

در سالهای جنگ دهه شصت، يكی از مشكلات تامين شيرخشك مورد نياز بود و شركت سهامی دارويی كشور مسئول سفارش شيرخشك و توزيع آن شده بود. شير خشك سفارشی با قوطی های فارسی نويس به كشور وارد می شد. در اولين سری شيرخشكهای وارداتی مقامات محترم گاف بزرگی داده بودند و آن اين بود كه بر روی قوطی شير خشك روايتی از پيامبر اكرم با اين شرح درج شده بود كه "شير مادر از شير خشك بهتر است". بعد كه سروصدای همه درآمد كه در زمان پيامبر شيرخشك وجود نداشته است و اين روايت از كجا آمده است، متن آن به عبارت "برای شيرخوار هيچ غدايی بهتر از شير مادر نيست" تغيير كرد. زنده باد آی كيو!

آريوبرزن و كربلای چهار

شايد بپرسيد آريوبرزن چه ربطی به دهه شصت دارد، الان برايتان می گويم. آريو برزن سردار هخامنشی بود كه در سال ٣٣٠ پيش از ميلاد در مقابل اسكندر مقدونی ماموريت حفاطت از پرسپوليس يا پارسه را داشت. پس از شكست داريوش سوم در نبرد گوگمل در كردستان كنونی عراق و فرار او به سمت شمال شرق ايران، سپاهيان اسكندر از دو جناح خوزستان و كوههای زاگرس به سمت پرسپوليس حمله كردند. آريوبرزن در محل تنگ تكاب در نزديكی بهبهان امروز با يونانی ها وارد جنگ شد و به علت موقعيت سوق الجيشی محل استقرارش عرصه را به يونانی ها تنگ كرد. سپاه اسكندر با استفاده از خيانت يك چوپان ايرانی از طريق يك گذر كوهستانی آريوبرزن را به تله انداخت و جنگ سختی بين سپاه كم تعداد ايرانی و يونانی ها در گرفت. آريو برزن با اندك افراد باقيمانده برای دفاع از پرسپوليس عازم فارس شد اما در محل دربند فارس با سپاه اصلی يونانی ها به فرماندهی اسكندر روبرو شد. اسكندر پيشنهاد تسليم شدن داد و او نپذيرفت و تا آخرين نفر در برابر دشمن جنگيدند و كشته شدند.
٢٣١٦ سال بعد در سوم دی سال شصت و پنج، در جنگ ايران و عراق فرماندهان سپاه تصميم گرفتند با انجام يك عمليات گسترده و تصرف شهر بصره كار جنگ را بكسره كنند. نام اين عمليات كربلای چهار بود. عمليات كربلای چهار از بيخ و بن به علت فعاليت ستون پنجم و خيانت جمعی از همان چوپانهای دوره آريوبرزن لو رفته بود. هرچند كه مقامات ايرانی اصرار داشتند كه اطلاعات حمله ايران را آواكسهای آمريكايی به عراق داده است ولی واقعيت اين بود كه عراقيها از روز و ساعت و دقيقه حمله و كليه جزئيات عمليات خبر داشتند و بسيار آماده به كمين نيروهای ايران نشستند. نيروهای عراق با آمادگی كامل با پرتاب منور شب را به روز تبديل كردند و به قتل عام نيروهای ايرانی كه قصد داشتند از اروند عبور كنند پرداختند. عمليات در روز دوم متوقف شد و سرخوردگی و ناراختی بسياری در بين نيروهای ايران بوجود آورد. اين ناراحتی پانزده روز بعد با انجام عمليات كربلای پنج به فراموشی سپرده شد و هيچ كس از علل شكست كربلای چهار كلامی به زبان نياورد و هيچ كس نگفت چرا آواكسهای آمريكايی در كربلای پنج كور بودند. كربلای چهار عمليات بدون سردار است و از سرداران امروز جنگ كسی افتخار به فرماندهی در اين عمليات را نمی كند شهر بصره هم هيچگاه به تصرف ايران در نيآمد و شايد به همين خاطر كار جنگ آنگونه كه ما می خواستيم يكسره نشد و ما مانديم و آريوبرزنهايی كه به خاطر خيانتهای خودی ها پرپر شدند.