محمد تقی جعفری از فيلسوفان و مولوی شناسان خبره بود كه در دهه شصت در اوج پختگی قرار داشت. بخت با علامه جعفری يار بود كه زمانی به نقطه اوجش رسيد كه محيط برای ابراز عقايدش بسيار باز و مناسب بود. البته منظورم از مناسب، نسبت به روزگار امروز است وگرنه خشكه مذهبی ها به كسی رحم نمی كردند. ( يادم نرفته پس از تفسير عرفانی سوره حمد توسط امام خمينی چه انتقادات و اعتراضاتی ابراز شد تا آخر جلوی پخش تلوزيونی آن گرفتند). در هر صورت علامه جعفری كلام شيرين و ساده ای داشت و به همين خاطر مفاهيم سخت و پيچيده را به زبان عاميانه بيان می كرد. سخنرانی های او در تلوزيون دهه شصت، از بهترين برنامه ها بود و طرفداران بسياری داشت. خاطره خاصی كه از علامه جعفری دارم به يكی از نمايشگاههای بين المللی تهران بر می گردد. سالی در نمايشگاه بين المللی در غرفه ژاپن مشغول ديدن دستگاه های جديد  بودم كه علامه جعفری وارد غرفه شد. نكته اول اين بود كه ژاپنی ها به خوبی او را می شناختند و با احترام برخورد می كردند. نكته دوم هم دقت علامه جعفری به توضيحات فنی و سعی بر فهم كامل آن بود. مثلا وقتی دستگاه فكس ( كه آن موقع تكنولوژی جديد روز بود) را برايش شرح می دادند اصرار داشت تا بداند اطلاعات تصويری چگونه روی خط تلفن جا به جا می شود و آنوقت ژاپنی ها مجبور شدند به هنگام ارسال فكس صدای خط تلفن را روی اسپيكر بگذارند تا ايشان موضوع را درك كند. خلاصه بگويم علامه جعفری گوهر گرانبهايی بود در عصر جاهليت دهه شصت. يادش به خير.