نشر چهارم خاطرات دهه شصت

مطالب وبلاگ از اردیبهشت هشتاد وهفت تا اردیبهشت نود و دو در فايل پى دى اف آماده دانلود است. در اين فايل سعى شده غلط هاى املايى و تايپى تصحيح گردد و همچنين عكسهاى مرتبط با موضوع هم ضميمه مى باشد.

ضمنا كماكان درج مطالب در وبلاگ و صفحه ف..ب.. به صورت همزمان ادامه دارد.

 نشر چهارم را از اينجا دانلود كنيد

تنيس

تنيس در دهه شصت ورزشى طاغوتى و گران قلمداد مى شد اما در تمام اخبارهاى ورزشي، كم و بيش خبرى از آن به ميان مى آمد. نامداران اين رشته در دهه شصت عبارت بودند از جيمى كانر، جان مك انرو، بوريس بكر،‌ ايوان لندل، استفان ادبرگ، مارتينا ناوراتيلووا، كريس اورت، اشتفى گراف و گابريل ساباتينى. راكتهاى تنيس در دهه شصت چوبى و سطحى كوچكتر از راكتهاى امروزى داشت و البته سنگينتر هم بود. نكته ديگر هم اينكه توپ تنيس در دهه شصت سفيد بود و در همان سالهاى پايانى دهه شصت بود كه توپ سبز فسفرى يذيرفته شد آنهم به دليلى كه ربطى به تنيس نداشت، فقط به خاطر بينندگان تلوزيونى! تنيس دهه شصت در زمينهاى باقيمانده پيش از انقلاب نيمچه نفسى مى كشيد، البته در حوزه آقايان. چى؟ تنيس، خانمها، دهه شصت، شوخى مى كنيد!

المپيك در دهه شصت

اولين المپيك  پس از پيروزى انقلاب ، المپيك ۱۹۸۰مسكو بود كه دولت ايران به خاطر حمله شوروى به افغانستان آن را تحريم كرد. المپيك بعدى المپيك ۱۹۸۴ لس آنجلس بود كه بازهم دولت ايران جهت همراهى با بلوك شرق، به تلافى تحريم المپيك مسكو، آن را هم تحريم كرد. خلاصه پس از دوازده سال بالاخره ايران در المپيك ۱۹٨٨سئول شركت كرد. در اين المپيك ايران در رشته هاى کشتی آزاد و فرنگی، وزنه برداری، دوچرخه سواری، دووميدانی و تكواندو شركت كننده داشت. نتيجه كار كاروان۲۷ نفره ايران، مدال نقره عسكرى محمديان در وزن ۵۷ كيلوگرم كشتى آزاد بود. عسكرى محمديان به غير از كسب مدال كارى كرد كه در تاريخ المپيك بى سابقه و بى نظير يود. در فينال وزن ۵۷ عسكرى محمديان با كشتى گير قدرتمند شوروى سرگئی بلوگلازوف روبرو شد و با نتيجه پنچ به يك شكست خورد اما پس از بالا رفتن دست حريف او را بغل كرد و دور تشك كشتى گرداند. اين حركت محمديان كه نهايت نمايش روح المپيك بود، اشك را در چشم هر بيننده‌اى حلقه مي‌زد و شايد اگر امروز انجام مى شد هزاران بار انعكاس بيشترى در دنيا مى داشت. المپيك ۱۹٨٨ تنها سهم ايران از المپيك در دهه شصت  بود يعنى ما در دهه شصت فقط همان يك مدال نقره را در المپيك گرفتيم و بس.

نشر سوم خاطرات دهه شصت

مطالب وبلاگ از اردیبهشت هشتاد وهفت تا اردیبهشت نود ويك در فايل پى دى اف آماده دانلود است. در اين فايل سعى شده غلط هاى املايى و تايپى تصحيح گردد و همچنين عكسهاى مرتبط با موضوع هم ضميمه مى باشد.

ضمنا كماكان درج مطالب در وبلاگ و صفحه ف..ب.. به صورت همزمان ادامه دارد.

نشر سوم را دانلود كنيد

طرح بیست و هفت ساله ها

بعد از پيروزى انقلاب ورزش ايران سر و سامان درست و حسابي نداشت. مصطفي داوودى از سال پنجاه ونه تا شصت ودو عهده دار رياست سازمان تربيت بدنى جمهورى اسلامى ايران بود. مصطفى داوودى يا به قول شهيد رجايى ، حاج مصطفى هيچگونه تجربه يا سابقه مديريتى در ورزش نداشت و بواسطه سوابق مبارزاتى با رژيم ستم شاهى به رياست سازمان تربيت بدنى رسيد. او پاكسازى در تربيت بدنى را از كاركنان آن آغاز كرد بطوريكه سازمان تربيت بدنى از مكتبى هاى زير ديپلم انباشته شد. براى پاكسازى ورزشكاران هم طرح معروف بيست و هفت ساله ها را ارايه داد. بر اساس اين طرح ورزشكاران زير بيست وهفت سال حق شركت در تيمهاى ملى را نداشتند و بدين ترتيب ورزشكاران زيادى كه براى بازيهاى آسيايى تهران تربيت شده بودند عملا از دايره تيمهاى ملى حذف شدند. او طرح سى و هفت ساله ها را هم براى مربيان ارايه كرد كه چندان جدى گرفته نشد. بيشترين اثر طرح ۲۷ ساله ها در تيم ملى فوتبال ديده شد، جايى كه ناصر حجازى، على پروين ، حميد عليدوستى و چندين چند بازيكن ملى از ادامه حضور در تيم ملى محروم شدند. هيچكس طرح ۲۷ساله ها را رسما ملغي نكرد اما پس از مدتي در سكوت كامل كنار گذاشته شد. البته حاج مصطفي تا كنون از آن طرح به نظر من ابلهانه دفاع مي كند و استدلال  هم دارد كه ورزشكاران اهل شرب خمر و مسئله دار را از محيط مقدس ورزش دور كرده است . بگذريم ،حاج مصطفي و طرحها معروفش رفتند و روسياهي به زغال ماند.

توضیح

سلام، در پاسخ به بعضی ای میلهای خوانندگان توضیحات زیر قابل عرض است.

اول اینکه این وبلاگ صرفا با یادآوری خاطره ای و یادبودی که به ذهن من خطور می کند به روز می شود. من نه نویسنده ام و نه محقق، پس اگر مدتی طولانی از نوشته های جدید خبری نیست بدین معنی است که مطلب جدیدی به ذهنم نرسیده است.

دوم اینکه تجربه این مدت به من نشان داده که گذاشتن عکس در وبلاگ مشکلات خودش را دارد و در نهایت بازدیدکننده بنا به دلایل متعدد موفق به دیدن تصویر نمی شود. لذا تصمیم گرفتم عکسهای مطالب را فقط در فایل آرشیو بگذارم.

سوم اینکه فایل پی دی اف نشر اول خاطرات دهه شصت که حاوی مطالب این وبلاگ از اردیبهشت هشتادوهفت تا اردیبشت هشتادونه است از لینک پهلوی صفحه قابل دانلود است. تصمیم دارم در اردیبهشت نود نشر دوم را که حاوی مطالب وبلاگ از اردیبهشت هشتادوهفت تا اردیبهشت نود است را ارایه دهم. همانطور که گفتم این فایل حاوی عکس هم می باشد و همچنین سعی شده تا غلطهای تایپی و املایی نسخه قبلی نیز برطرف گردد.

چهارم اینکه از همه بابت مهربانی ها و نامهربانی هایشان ممنونم و برای همه  و خودم  آرزوی صبر بیشتر در شنیدن نظرات مخالف را دارم.

تیمهای ملی

در دهه شصت تیمهای ملی ورزشی ایران علاوه بر اینکه نماینده ورزش ایران بودند، بلکه سربازان و سفیران انقلاب نیز به حساب می آمدند. آنها به غیر از فعالیت ورزشی، در میادین ورزش نماز جماعت می خواندند، عکس و پوستر توزیع می کردند، سربند قرمز به سر می بستند و خلاصه از هر کاری در جهت صدور انقلاب کوتاهی نمی کردند. اما جالبتر از همه اخبار ورزشی در صدا و سیمای آن روزگار بود که اگر یک ورزشکار و یا تیم ورزشی ایران می برد از عبارت جمهوری اسلامی ایران استفاده می شد مثلا تیم فوتبال جمهوری اسلامی ایران با نتیجه دو بر هیچ کویت را شکست داد اما اگر همین تیم شکست می خورد می گفتند تیم ملی فوتبال کشورمان یا تیم فوتبال ایران با نتیجه دو بر صفر از کویت شکست خورد.! تازه در توضیح شکست هم نا داوری و توطئه امپریالیسم جهانی و دسیسه اعراب همیشه دلیل اصلی بود. خلاصه اینکه از نحوه اعلام اسم تیم می شد سریع حدس زد که نتیجه چه شده است. بد نیست بدانید در بازیهای آسیایی ۱۹۸۲ دهلی نو در هند، محمد مایلی کهن که عضو تیم ملی فوتبال ایران بود در بازی با کویت و پس ازاینکه گل کویت به ثمر رسید به داور حمله کرد و با مشت به صورت او کوبید. مایلی کهن که همان روزها هم گفته می شد کارمند حراست سازمان تربیت بدنی است و بواسطه این حضور به تیم ملی راه یافته در توجیه عمل خود گفت که داور با انقلاب اسلامی لج بوده و او به عنوان پاسدار انقلاب این عمل را انجام داده است. عمل مایلی کهن به جز بی آبرویی و شرمساری برای فوتبال ایران نتیجه ای نداشت.

مربیان تیم ملی فوتبال

اسامی مربیان تیم ملی فوتبال ایران در دهه شصت

اصغر شرفی ۱۳۶۰
پرویز ابوطالب ۱۳۶۰
ناصر ابراهیمی ۱۳۶۰، ۱۳۶۱
حسین آبشناسان ۱۳۶۱

جلال چراغپور ۱۳۶۲
احمد طوسی ۱۳۶۲
محمود یاوری ۱۳۶۳
ناصر ابراهیمی ۱۳۶۳، ۱۳۶۴
فریدون عسگرزاده ۱۳۶۴، ۱۳۶۵
پرویز دهداری ۱۳۶۵، ۱۳۶۶
محمود یاوری ۱۳۶۶

پرویز دهداری ۱۳۶۶، ۱۳۶۷، ۱۳۶۸

رضا وطنخواه ۱۳۶۸

مهدی مناجاتی ۱۳۶۸
علی پروین ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲