نشر چهارم خاطرات دهه شصت

مطالب وبلاگ از اردیبهشت هشتاد وهفت تا اردیبهشت نود و دو در فايل پى دى اف آماده دانلود است. در اين فايل سعى شده غلط هاى املايى و تايپى تصحيح گردد و همچنين عكسهاى مرتبط با موضوع هم ضميمه مى باشد.

ضمنا كماكان درج مطالب در وبلاگ و صفحه ف..ب.. به صورت همزمان ادامه دارد.

 نشر چهارم را از اينجا دانلود كنيد

خاطرات ديگران –  قيمتهای سال ١٣٦٦

در سال ١٣٦٦ قیمت ها به شرح زیر بوده است

کاهو یک کیلو ١٠٠ریال
گوجه فرنگی یک کیلو١٥٠ریال
خیار یک کیلو ١٥٠تا٢٠٠ریال
آلو یک کیلو ١٥٠ریال تا ٢٠٠ریال
گیلاس یک کیلو ٣٥٠ریال
هندوانه یک کیلو ٥٥تا٦٥ریال
هلو یک کیلو ٢٢٠ تا ٢٥٠ ریال
نوشابه ٢٥٠سی سی ٥٥ریال
خامه ١٠٠گرم ١٥٠ریال
پنیر تبریز یک کیلو٢٠٠٠ ریال
کباب کوبیده یک سیخ ٢٠٠ ریال
تخم مرغ یک شانه ٤٠٠ ریال
ماست یک کیلو ٨٠ ریال
زعفران یک مثقال ٢٤٠٠ ریال
مغز گردو یک کیلو ٢٥٠٠ ریال
پرتقال یک کیلو ١٥٠تا٢٠٠ریال
نارنگی یک کیلو ١٧٠ تا ٢٢٠ ریال
سبزی خوردن یک کیلو ٧٠ تا ١٠٠ ریال
رب گوجه فرنگی یک کیلو ٤٠٠ریال
بلیت سینما ١٥٠ ریال
پسته یک کیلو ٣٥٠٠تا٤٠٠٠ریال
تخمه ژاپنی یک کیلو ١٢٠٠تا ١٥٠٠ریال
بادام یک کیلو ١٨٠٠ تا ٢٢٠٠ریال

خاطرات ديگران – چهارشنبه سوری

تو خبرها صحبت از چهارشنبه سوری بود که ياد کارهای نوجوانی خودم افتادم تو اين ايام . اوايل دهه شصت که مدرسه راهنمايی می رفتيم. اون موقع هم آخرای سال به قول معروف آتيش می سوزونديم اما حالا که يادم مياد خبری از وحشی بازی های اين روزها نبود. اون روزها برای ترقه بازی بيشتر از "دارت" استفاده می کرديم. ميخ سر دارت رو روی گاز داغ می کرديم و فرو می کرديم تو قسمت پلاستيکيش. فضای خالی نوک دارت رو با سر چوب کبريت پر می کرديم و يه پيچ رو هم با کش سر دارت بسته شده بود می گذاشتيم روش و می کوبيديم به ديوار و می ترکيد و انصافا چه صدای لذتبخشی هم داشت ! بعضی هم ميخ اين دارت ها رو به سر يک چوب وصل می کردن و می زدن به ديوار که بين بچه ها به "چپقی" معروف بود . اونايی هم که خلافشون سنگين تر بود زرنيخ و کُلُرات ( البته بچه ها بهش می گفتن کُرُرات ! ) رو ميگذاشتن بين دو تا سنگ و با پا می کوبيدن روش که صداش زياد تر از دارت بود. البته اون موقع بچه های بی کله تری هم بودن مثل الان . اونا " کاربيت " رو که مخصوص جوشکاری بود می ريختن تو يه قوطی و آب می ريختن روش تا گاز توليد کنه بعد مينداختن توی آتيش تا منفجر بشه. اين دسته آخری تعدادشون کمتر بود البته. اما حالا بچه های امروزی کم مونده نارنجک جنگی طرف هم پرت کنن !

خاطرات ديگران - راديو گوشى

اون سال ها که اينقدر تلويزيون و ماهواره و سرگرمى هاى جور واجور وجود نداشت ، يکى از سرگرمى هاى ما گوش کردن به راديو با "راديو گوشى" بود . راديو گوشى تشکيل مى شد از يک گوشى ساده که انتهاى سيمش يک فيش داشت و داخل اون فيش هم يک ديود کريستالى بود. سر اين فيش را که به جاهايى فلزى مثل ناودان و نرده هاى حياط مى زدى مى تونستى راديو رو که اون موقع فقط راديو سراسرى بود گوش کنى . راديو گوشى رو مى برديم مدرسه سر کلاس سيمش رو به ميز وصل مى کرديم و يواشکى راديو گوش مى داديم . يادم مياد شبها به خصوص شبهاى تابستون تا يک و دو بعد از نصف شب بيدار مى موندم با راديو گوشى برنامه راه شب رو گوش مى دادم . چقدر برامون لذت داشت اما اگه الان به جووناى امروزى بگى بهت مى خندن . خدا بيامرزش حسين اسکندرى رو با اون صداى گرمش تو برنامه هاى راه شب . اولين بار منو با شعرهاى سهراب سپهرى آشنا کرد ... من در اين تاريکى فکر يک بره روشن هستم که بيايد علف خستگيم را بچرد .

نشر سوم خاطرات دهه شصت

مطالب وبلاگ از اردیبهشت هشتاد وهفت تا اردیبهشت نود ويك در فايل پى دى اف آماده دانلود است. در اين فايل سعى شده غلط هاى املايى و تايپى تصحيح گردد و همچنين عكسهاى مرتبط با موضوع هم ضميمه مى باشد.

ضمنا كماكان درج مطالب در وبلاگ و صفحه ف..ب.. به صورت همزمان ادامه دارد.

نشر سوم را دانلود كنيد

خاطرات دیگران - رنگ شاد

در تابستان سال شصت و پنج كاپشن ليمويى رنگى توسط يكى از اقوام برايم سوغات آورده شد. با سردتر شدن هوا شروع به استفاده از آن كردم و با توجه به رنگ غالب تيره و اوركتهاى آن زمان در كوچه و خيابان بسيار به چشم مى آمد. روزى در خيابان انقلاب حوالى پل سعدى براى خريد به داخل مغازه اى رفتم . پس از انجام و خريد صاحب مغازه يواش به من گفت بهتر است جلوى خانواده شهدا و خانواده رزمندگان اين رنگهاى شاد را نپوشم. مردم بچه هايشان شهيد شده و خوب نيست ما شادى كنيم!

توضیح

سلام، در پاسخ به بعضی ای میلهای خوانندگان توضیحات زیر قابل عرض است.

اول اینکه این وبلاگ صرفا با یادآوری خاطره ای و یادبودی که به ذهن من خطور می کند به روز می شود. من نه نویسنده ام و نه محقق، پس اگر مدتی طولانی از نوشته های جدید خبری نیست بدین معنی است که مطلب جدیدی به ذهنم نرسیده است.

دوم اینکه تجربه این مدت به من نشان داده که گذاشتن عکس در وبلاگ مشکلات خودش را دارد و در نهایت بازدیدکننده بنا به دلایل متعدد موفق به دیدن تصویر نمی شود. لذا تصمیم گرفتم عکسهای مطالب را فقط در فایل آرشیو بگذارم.

سوم اینکه فایل پی دی اف نشر اول خاطرات دهه شصت که حاوی مطالب این وبلاگ از اردیبهشت هشتادوهفت تا اردیبشت هشتادونه است از لینک پهلوی صفحه قابل دانلود است. تصمیم دارم در اردیبهشت نود نشر دوم را که حاوی مطالب وبلاگ از اردیبهشت هشتادوهفت تا اردیبهشت نود است را ارایه دهم. همانطور که گفتم این فایل حاوی عکس هم می باشد و همچنین سعی شده تا غلطهای تایپی و املایی نسخه قبلی نیز برطرف گردد.

چهارم اینکه از همه بابت مهربانی ها و نامهربانی هایشان ممنونم و برای همه  و خودم  آرزوی صبر بیشتر در شنیدن نظرات مخالف را دارم.