طرح ترافیک در دهه شصت طرحی نوظهور بود. در دهه شصت کنترل طرح ترافیک بر خلاف امروز محسوس بود. بدین معنی که در ورودی های طرح لشکری از مامورین ایستاده بودند که اجازه ورود به طرح را نمی دادند و کار حتی به درگیری و جر و بحث هم می رسید. در حقیقت بر خلاف امروز ورود به طرح مشکل اصلی بود و در داخل طرح کسی به کسی کار نداشت . برای همین بود که همه دنبال سورخهایی در مرزهای طرح می گشتند تا با کارشان برسند. در خیابان فاطمی سربازی در ورودی یکی از کوچه ها بود که با گرفتن پنجاه تومان رویش را آن طرف می چرخاند تا شما را نبیند، اما بودند افسران وظیفه شناسی که جانشان را در این راه می گذاشتند. در روزنامه های آن زمان نوشتند در یکی از مدخلهای طرح ترافیک افسر راهنمایی و رانندگی به ماشینی اجازه ورود نمی دهد و جلوی ماشین او می ایستد.راننده عصبانی به افسر میزند و وارد طرح می شود. مامور بر روی کاپوت می افتد و به برف پاکنهای ماشین آویزان می شود. راننده حرکات مارپیچ انجام میدهد و سرانجام افسر وظیفه شناس پس از مسافتی به پائین پرت می شود و به سختی مجروح می گردد. راننده متواری می شود و البته بنا به گزارش روزنامه چند روز بعد بازداشت می شود.

پولدارها هم همیشه راههای خودشان را داشتند مثلا با خرید وانت هم از کوپن بنزین آن استفاده می کردند و هم به راحتی به داخل طرح می رفتند. بعدها فروش آرم طرح هم شروع شد تا اغلب این مشکلات بر طرف شود.