يكى از مشاغلى كه در دهه شصت وجود داشت ولى اكنون تقريبا منقرض شده يخ فروشى بود. البته در دهه شصت هم نسبت به قبل تر از آن يخ فروشى از سكه افتاده بود اما يخ فروشى در فصل تابستان شغلى رايج و براى مردم لازم بود. يخ فروشى در مغازه انجام نمى شد و از آنجائيكه شغلى فصلى بود بيشتر در دكه ها و كنار خيابان مرسوم بود. يخ فروشها قالبهاى بزرگ يخ را از كارخانه هاى يخسازى مى خريدند و سپس به صورت ربع قالب ، نيم قالب و قالبى مى فروختند . قالبهاى يخ به طول تقريبى  يك متر در مقطع بيست در بيست سانتيمتر توليد مى شد و هر چه بلورى تر بود مرغوبتر محسوب مى گرديد. يخ فروشها ابزارى به نام اسكنه  داشتند كه يخ را با آن خرد مى كردند. از ديگر ابزار آنها اره و چكش بود كه براى تقسيم يك قالب به نيم و چارك  استفاده مى شد. يخ فروشها قالبهاى يخ را معمولا در صندوق هاى بزرگ چوبى و يا روى پالتهاى چوبى مى چيدند و روى آن براى ديرتر آب شدن گونى مى انداختند. از آخرين يخ فروشى هايى كه من يادم است يكى در ميدان هفت تير و ديگرى در تجريش بود. يخ فروشى ها مشترى هاى دايم هم داشتند. آبميوه فروشى ها، چلوكبابى ها، مرغ و ماهى فروشها، نوشابه فروشها بسته به ميزان مصرفشان روزانه يخ قالبى مى خريدند. صبحاى زود يخ فروشها قالبهاى يخ را پشت در مغازه آنها مى گذاشتند و بسيار ديده بودم كه يخها تا آمدن صاحب مغازه كنار پياده روآب رفته بودند. يخ فروشى در ورودى شهرها رونق بسيار داشت چرا كه تمام اتوبوسها و كاميونها يخ مورد نياز خودشان را در آنجا مى خريدند. به غير از اينها مسافران هم براى آب خنك هنگام سفر كلمن هاى خود را با همين يخها پر مى كردند. در دهه شصت ماشينها و اتوبوسها كولر نداشتند و آب خنك از ضروريات سفر در تابستان بود. در روزهاى داغ تابستان اگر كسى در منزل مهمان داشت، ميوه و شربت را با همين يخها خنك مى كرد و حتى براى خنكى بهتر كولر نيم قالب يخ در كولر آبى مى گذاشتند.  يادش به خير وقتى همه فاميل جمع مى شدند و ... بگذريم. قيمت يك قالب يخ از سه تومان تا پنج تومان متغيير بود كه بعد از جنگ به بيست تومان هم رسيد.