در دهه شصت ظروف يكبار مصرف مثل امروز زياد و معمول نبود. به همين خاطر بعضى چيزها در ظرف ظروفى فروخته مى شد كه مشترى مى بايستى يا موقع خريد با خودش مى آورد و يا پولى به عنوان گرويى مى گذاشت تا آن را پس بياورد. مثلا لبنياتى ها ماست را در كاسه هاى لعابى آبى رنگ و يا سطل هاى پلاستيكى مى فروختند. آنها براى اين ظرفها گرويى مى گرفتند تا مشترى دفعه بعد آنها را پس بياورد. همانطور كه قبلا گفتم بقالى ها براى شيشه نوشابه گرويى مى گرفتند. بعضى از بقالها هم بودند كه اصلا شيشه گرويى نمى دادند و همان اول كه نوشابه مى خواستى مى گفتند شيشه خالى دارى نه.

اما آنچه من يادم است كه شامل گرويى مى شد عبارت بود از: شيشه هاى نوشابه، شير، شيركاكائو، ماست، سركه، آبليمو، آبغوره ظروف چلوكبابى ها، آش و حليم و كله پاچه و لبنياتى ها.

من از گرويى يك خاطره جالب هم دارم. در محله ما دو بقالى بودند كه يكى از آن دو آدم بداخلاق و گرانفروشى بود. بقال خوش اخلاق نوشابه را با گرويى اش ده تومان مى فروخت يعنى نوشابه يك تومان و گرويى اش نه تومان بود . بقال بد اخلاق و گرانفروش نوشابه را با گرويى اش يازده تومان مى فروخت يعنى نوشابه يك تومان و گرويى اش ده تومان. من و يكى از دوستان در عالم نوجوانى مى رفتيم از بقال خوش اخلاق نوشابه با گرويى مى خريديم ده تومان و نوشابه اش را مى خورديم وبعد شيشه خالى را مى برديم پيش بقال بد اخلاق و ده تومان پس مى گرفتيم! هر چه مى گفت من يادم نمى آيد از من نوشابه گرفته باشيد ما مى گفتيم چطور يادتان نمى آيد همين ديروز بود. خلاصه نوشابه مجانى مى خورديم و به قول خودمان به آدم گرانفروش ضربه مى زديم! بعد از مدتى بقيه بچه ها هم ياد گرفتند و خلاصه بقال بد اخلاق ديد كلى شيشه نوشابه اضافه آورده و دوزاريش افتاد و ديگر شيشه نوشابه گرويى نداد و نوشابه مجانى هم تعطيل شد.