در دهه شصت بطرى هاى پلاستيكى پى ئى تى وجود نداشت و به همين دليل آب معدنى بسته بندى هم در بازار ايران ديده نمى شد. مردم در خارج از خانه تشنگى خود را با آب خوردن از سقاخانه ها و آبخورى هاى كنار خيابان رفع مى كردند. سقاخانه در مفهوم ظرف بزرگى آب بود كه شخصى يا اشخاصى براى نيت خير و ثواب آن را ايجاد مى كردند تا رهگذران را سيراب كنند. سقاخانه هاى سنتى كاشيكارى داشتند، پنجره و ضريح داشتند، محل نذر و روشن كردن شمع داشتند، عكسها و شمايلهايى از واقعه كربلا داشتند و خلاصه مكانى بود با مفاهيم مذهبى كه ضمنا تشنه ها را سيراب مى كردند. من از دهه شصت در شهرهاى اصفهان و يزد و در همين تهران چندين و چند سقاخانه سنتى به ياد دارم. اما سنت سقايى به گونه غير سنتى آن هم وجود داشت. معمولا بودند مغازه دارانى كه تكى يا گروهى منبع آب يا كلمن بزرگى را روبروى مغازه شان در پياده رو قرار مى دادند و هر روز صبح آن را آب و يخ مى كردند، اين ظرف آب براى عايق شدن گونى پيچ مى شد تا آب آن ديرتر گرم شود. شايد برايتان جالب باشد كه بعضى وقتها كسى پيدا مى شد كه يخ سقاخانه ها يا همين كلمنهاى پياده رو را نذر مى كرد و معمولا يخ تابستان اينگونه تامين مى شد. نكته جالب ليوان كنار اين آبخورى ها بودكه  ليوان يا كاسه اى بود فلزى كه به جهت نيفتادن يا احيانا برده نشدن با زنجيرى به پايه منبع يا كلمن بسته شده بود. افرادى كه مقيد به اصول بهداشتى بودند در جيبشان يا كيفشان ليوان داشتند و از آن استفاده مى كردند. بعضى ها هم در دستشان آب مى خوردند. حالا كه به اينجا رسيديم بد نيست خاطره جالبى را بازگو كنم. اولين شركتى كه در ايران آبميوه پاكتى را به بازار داد شركت پاكديس اروميه بود كه آب انگور را در پاكتهاى نقره اى رنگ تحت نام سانديس مى فروخت. مردم بعد از خوردن سانديس، پاكت آن را مى شستند و از آن بعنوان ليوان آبخورى در خيابان و كوه و مسافرت استفاده مى كردند. علتش هم اين بود كه به راحتى تا مى شد و در جيب وكيف جا مى گرفت و سبك هم بود. به مرور كه مردم بهداشتى شدند منبع هاى آب و يخ جايشان را به دستگاه هاى آبسردكن دادند كه باز هم آب وبرقش را مغازه داران ميدادند. در همه خيابانها كلمن و منبع و آبسردكن نبود اما چيزى كه يادم مى آيد خيلى از مغازه ها و مخصوصا بقالى ها، نانوايى ها و لبنياتى ها بيرون مغازه شيرآب داشتند كه براحتى امكان استفاده از آنها براى خوردن و دست و صورت شستن وجود داشت.

امروز ديگر با آمدن انواع آب بسته بندى شده تقريبا اثرى از آبخورى هاى خيابانى قديم نيست، حالا اگر تشنه ات شد مى روى بقالى آب مى خرى و مى خورى تازه بايد پولت هم خرد باشد.